![]() |
![]() |
|
| **هر چي كه بخواي** |
|
نــــــامـــه اي كــه هـــرگــز پـســت نـــشـــد نام تو را اورده ام ودارم عبادت مي كنم گرد نگاهت هم دارم زيارت مي كنم دست به دست ديگري ازاين گذشته كارمن اما نمي دانم چرا دارم حسادت مي كنم گفتي دلم را بعد از اين دست ديگري دهم شايد تو به خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم رفتم كنارپنجره ديدم كه تورا با ..بگذريم چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري دارم به تقدير خودم چنديس عادت مي كنم تو التماس مي كني جور فراموشت كنم با التماس اما تورا به خانه دعوت مي كنم گفتي محبت كن برو باشد خدا حافــــظ ولي رفتم كه و باور كني دارم محبت مي كنم ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:16 توسط مهسا جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستاي خوبم من مهسا جونم.از اينكه به هم سر ميزنيد ممنونم**نظر يادتون نره**
|
| نوشته های پیشین |
|
هفته چهارم فروردین 1387 هفته سوم فروردین 1387 هفته اوّل فروردین 1387 هفته چهارم بهمن 1386 هفته سوم بهمن 1386 هفته دوم بهمن 1386 هفته اوّل بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
از سایه هم افتاده ترم ترنم بارانی عزیز كل كل loobia e sehr amiz دختران و...تمام ناگفته ها |
|
RSS
|