تبليغاتX
*مهساشيطونك زمان*
**هر چي كه بخواي**
                                                        

 

 

دلم برات تنگ شده جونم


میخوام ببینمت نمیتونم


بین ما دیوارهای سنگی


فاصله یک عمر میدونم


بغض ترانمو شکستم


میخوام بگم عاشقت هستم


توعین ناباوری یک شب


خالی گذاشتی هردودستم


توبودی تمام هستی ومستی وراستی وتمام قصه من


توبودی سنگ صبورم ونگاه دورمو لهای بسته ی من


نیمه شب از خوابم پامیشم


نیستی پیشم نیستی پیشم


بازدیوونه میشم دوریه تو


تیشه زد به ریشم نیستی پیشم


بی صدااز من خالی میشم
همصدابابی بالی میشم
گونه هام خیس از شبنم غم نیستی پیشم


توبودی تمام هستی ومستی وراستی وتمام قصه من

 

توبودی سنگ صبورم ونگاه دورمو لبهای بسته ی من

 

 

یادت نره دوست دارم
خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر
مال خودت ، مال چشات

خورشید و بردار و بیا
آفتابی شو به خاطرم

قرارمون یادت نره
دیر نكنی ، منتظرم

قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره

قرارمون ساعت عشق
كنار دلشوره زدن

كنار دلواپسی و
ترس یه وقت نیومدن

عاشقم و عاشق تو
از همه دیوونه ترم

قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم

قرارمون یادت نره
دوستت دارم یادت نره

قرارمون كنار گل
كه سر به زیر عطر توست

تو چین چین دامنی كه
هزار تا بغض رو میشه شست

خورشید و بردار و بیار

آفتابی شو به خاطرم
قرارمون یادت نره
دیر نكنی منتظرم

یادت نره دوست دارم
خیلی دلم تنگه برات

دار و ندارم رو بگیر
مال خودت ، مال چشات

قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره

قرارمون یادت نره
دوست دارم یادت نره     
      
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 17:36  توسط مهسا جون | 
از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…

گفت : سقوط سلسله ي قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد

                                                    
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 22:20  توسط مهسا جون | 

 

    ایرانسل خود را مجانی شارژ کنید!!!

    باور نکردین نه!!!اما حقیقت داره!!!

برای این کار:

۱- برنامه ی زیر رو دانلود کنید.

۲- برنامه رو اجرا کنید و روی دکمه Generate کلیک کنید یک کد 12 رقمی بهتوم نشون میده.

www.aires.blogfa.com

خب حالا این کد رو با گوشیتون با این فرمت بگیرین:

*140* Code# (به همون فرمتی که کارت شارژ رو می گیرین و شارژ میشید)

اگر خیلی پشت کار داشته باشین حتما یکی از اون کدها درست در میاد و شارژ می شید فقط سریع ناامید نشید.

فيفا منيادانلود نرم افزار ایرانسل             منبع:www.it-84.blogfa.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 19:7  توسط مهسا جون | 
دل بی روح جنس آهنت را دوست دارم
خطوط در هم پیراهنت را دوست دارم
نگاه با همه بیگانه ات را دوست دارم
غرور سرکش دیوانه ات را دوست دارم

دوست دارم

تن سوزان مثل آتشت را دوست دارم
بهاری و من آن عطر خوشت را دوست دارم
به هر لحظه کنارم بودنت را دوست دارم
تماشائی تو هستی دیدنت را دوست دارم

من فقط از خدا میخوام دوباره مهربون بشی

 هواتو کردم دوباره ،

   بازم دلم تنگه برات ...


 اگرچه دوری از دلم ،

  هنوز می میرم من برات


 امید من سنگ صبور ،

 باشه برو پیشم نیا


 بذار که تنها بسوزم ،

تو غربت دلتنگی هام


 نه اینکه عاشق نباشم ،

  نه اینکه دوستت ندارم


 میخوام تو اوج بی کسی ،

  سر روی شونت بذارم !


 زخم زبون و صبر من ،

  باور بکن حدی داره !


 یه قلب خالی از امید ،

  آخه سوزوندن نداره !!


 منی که حتی گریه هام ،

 واسه تو تکراری شده 


 نگاه سردت هنوزم ،

  با خنده باز زجرم میده !


 خدا خودت منو به این ،

  در به دری عادت بده !!


 باور نداری هنوزم ،

 عشق تو داغونم کنه


 بخند به گریه های من ،

  شاید که آرومم کنه !


 بهش بگین دق می کنم ،

  دستهاش تو دستم نباشه


 تموم خاطراتمون ،

  نمک به زخمم می پاشه !


 بهش بگین خاطره هاش ،

  آتیش به جونم میزنه


 آسمونم زمین بیاد ،

  بگین فقط ماله منه


 تو لحظه های بی کسی ،

  سهم من از تو دوریه !


 اگه صدام در نمیاد ،

   دلتنگی و صبوریه ...


 هر روز غروب دلتنگتم ،

  دوباره تنها میشینم 


 هروقت که بارون میباره ،

   تورو کنارم میبینم 


 هر روز و هر شب از خدا ،

 بدون فقط تورو میخوام


 نگو واست غریبه ام ،

   نگو تو خوابت نمیام


 بگو تو هم دوستم داری ،

   بگو که دلتنگم میشی


 من فقط از خدا میخوام ،

   دوباره مهربون بشی

            
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 16:51  توسط مهسا جون | 
دل من یه روز به دریا زد و رفت

دل من یه روز به دریا زد و رفت

 

پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

 

زنده ها خيلي براش کهنه بودن

 

خودشو تو مرده ها جا زد و رفت

 

دنبال کليد خوشبختي ميگشت

 

خودشم قفلي رو قفلا زد و رفت

 

 هواي تازه دلش ميخواست ولي

 

 خودشم قفلي رو قفلا زد ورفت


حیوونی تازگی آدم شده بود


به سرش هوای حوا زد و رفت

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 20:55  توسط مهسا جون | 
سال نو مبارک!

بهار یعنی بخاطر آوردن زیستن و عشق ورزیدن 

بهار یعنی بیداری از خو اب غفلت روز مرگی 

بهار یعنی زیستن تا انتها 

بهار یعنی بیداری ریشه ها همان ریشه هائی که عشق راز زمین به آسمان می برند

بهار یعنی عشق یعنی مهر یعنی نام بردن از مهربانی


بسم الله الرحمن الرحیم یا مقلب القلوب و الابصار یـا مــدبر اللیل و النهار یا محول الاحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال

سال نو مبارک


 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 17:33  توسط مهسا جون | 
بهاری باش
گلها جواب زمینند به سلام آفتاب...

و نه پاییزی که بریزانی...

نه زمستانی باش که بلرزانی...

نه تابستانی که بسوزانی...

بلکه...

بهاری باش تا برویانی...

                                                       
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 17:26  توسط مهسا جون | 
                                                   

 

اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم

 سبزه را با ياد روي سبزه ات

سمنو به ياد شيريني لبخندت

سايه دانه به رنگ چشم هايت

سرکه با ياد ترشي مهربانيت

سيب با ياد ترديه گونه هايت

سکه با ياد درخشش قلبت

سير با ياد تندي کلامت

 با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم     
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 13:43  توسط مهسا جون | 
                                                   
                                               ولی نمی تونم فراموشت کنم؟؟؟!!!

/قفس داران سکوتم را شکستند/

/دل دائم صبورم را شکستند/

/به جرم  پا به پاي عشق رفتن/

/پر و بال عبورم را شکستند/

/مرا از خلوتم بيرون کشيدند/

/چه بي پروا حضورم را شکستند/

/تمنا در نگاهم موج مي زد/

/ولي رويای دورم را شکستند/

 

معبودم سکوتم را از صداي تنهاييم بدان .. نمي خوانم و نمي گويم چون درونم هيچ بوده و تو آمدي برايم قصه هايي از عشق سراييدي و به من قصه ی باران آموختي. مي داني قصه ی باران قصه ی شستن غم هاست و درون انسان ها پر از غم و تنهايي است و نگاهم به باران تو افتاد و ناگهان تمام تنهاييم را فراموش کردم و به تو و داشتن تو مي بالم، تنهاتر از يک برگ با باد شادي ها محجورم درآب هاي سرور آور  آرام مي رانم
+ نوشته شده در  شنبه سوم فروردین 1387ساعت 13:32  توسط مهسا جون | 
             تولده ها..... نظر یادت نره
                                                         خوش اومدی           
                                                

...عزیزم تولدت مبارک...

خیلی دوستت دارم

 

عزیزم

دور از تو نمی تونم

 دلم برات یه ذره شده  

 

تولدت هزاران هزاربار مبارک عزیزم

بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک

میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز

از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا

یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن

یکی به نیت تو یکی از طرف من

الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم

به خاطر و جودت به افتخار بودن

تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی

با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی

ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس

تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس

تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن

همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس

واسه تولد تو باید دنیا رو اورد

ستاره رو سرت ریخت تو رو تا اسمون برد

اینا یه یادگاری توی خاطره هاته

ولی به شوق امروز می شه کلی قسم خورد

تولدت عزیزم پراز ستاره بارون

پر از باد کنک و شوق ،پر از اینه و شمعدون

الهی که همیشه واسه تبریک امروز

بیان یه عالم عاشق ،بیاد هزار تا مهمون

 

 

 

 

 

 

 

تقدیم به تو

  
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 19:31  توسط مهسا جون | 


25 بهمن روز عشـــــــــــــــقه!  کادو خریدی؟  عجله کن
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:34  توسط مهسا جون | 

 

ای کاش دلامون صاف بود

برق چشمامون پاک بود

ته قلبامون یه ذره عشق بود

ته حرفامون تلخی نداشت

ای کاش سیاهی چشمامون

مثل سیاهی شب برای آرامش بود

خنده هامون رنگ حیله نیرنگ نداشت

ای کاش تو کوچه های بن بست دنیا یه شاهراه بود

ای کاش می دونستیم که همیشه

یه دل شکسته یه چشم بارونی

 یه بغض و کینه توی دل یه نفر جا گذاشتیم

 

 

       

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:30  توسط مهسا جون | 

نــــــامـــه اي كــه هـــرگــز پـســت نـــشـــد

نام تو را اورده ام ودارم عبادت مي كنم          گرد نگاهت هم دارم زيارت مي كنم

 دست به دست ديگري ازاين گذشته كارمن    اما نمي دانم چرا دارم حسادت مي كنم

 گفتي دلم را بعد از اين دست ديگري دهم     شايد تو به خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم

 رفتم كنارپنجره ديدم كه تورا با ..بگذريم        چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم

من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري       دارم به تقدير خودم چنديس عادت مي كنم

تو التماس مي كني جور فراموشت كنم        با التماس اما تورا به خانه دعوت مي كنم

گفتي محبت كن برو باشد خدا حافــــظ        ولي رفتم كه و باور كني دارم محبت مي كنم



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 17:16  توسط مهسا جون | 
 دفتر عشق
                                    

 دفتر عشـــق كه بسته شـد
ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 21:29  توسط مهسا جون | 
از تو يه سايت معني همه اسم ها رو پيدا كردم و گفتم تا در وبلاگم بزارم تا شما هم معني اسمتون رو بدونيد:

 

فهرست الفبايي نامهاي پسرانه
آ
ا
ب
پ
ت
ث